تبليغاتX
!!!تــــرنــــم چــــمــــاق!!!


!!!تــــرنــــم چــــمــــاق!!!

!!!ترنم مظهر لطافت است و چماق مظهر خشانت...مهم این است که با چه منطقی روبرو شوم!!!

 

 سال حمایت از کار و سرمایه ای ایرانی از نگاهی دیگر

 

داشتم فکر میکردم چه کاری بالاتر از شهادت ؟! چه کاری بالاتر از فدا کردن جوانی در راه خدا؟!

چه کاری بالاتر از انتظار؟! چه کاری بالاتر از خون به جگر شدن مادری داغ دیده؟!

وچه سرمایه ای بالاتر از جوانی مومن؟؟؟چه سرمایه ای بالاتر از خون شهید ؟!

آری کشور ما لبریز است از کارها و سرمایه های فدا شده در راه خدا

                                                                 افسوس که حمایتی در میان نیست!!!

 

نوشته شده در ساعت 7:17 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

 

اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ... ، اشک خیلی حرف دارد!!!

 

پ ن: بر اشکهای غریبانه مهدی صلوات

 

 

 

نوشته شده در ساعت 7:3 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

همانطور که بزرگان دین و دنیا گفته اند :شخصیت درونی افراد را از نوع دوستانشان میشود تشخیص داد

و من میگویم :  شخصیت اصلی وبلاگ نویسان را از نوع لینکهای کنار وبلاگشان میتوان حدس زد!

که این خود نکته ای است ژرف!!!

پ ن غیرمرتبط در ادامه مطالب

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت 11:25 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

در باز و بسته شد

               حتما باز، باد شوخی اش گرفته

                                            ادای آمدنت را در می آورد

 

 

نوشته شده در ساعت 21:29 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

ای دخترم از حقارت دنیا همین بس که انسانهای آن به دنبال چیزهایی هستند که اگر نداشته باشند در حسرت آن میمیرند و اگر داشته باشند در گرفتاری آن دق میکنند!!!

از نصیحتهای یک بابا به دخترش

 

 

نوشته شده در ساعت 23:35 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

اینقده بدم میاد وقتی دارم روی آهنگ میخونم خوانندهه اشتباه میخونه !

 

 

نوشته شده در ساعت 20:1 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

آهای فصل مهاجرت فیلهای صورتی پرنده!!! کجایی؟؟؟؟؟؟

کاش بجای حلول فصل بهار ٬ تو حلول میکردی و حال ما را هل میدادی بسمت احسن الحال

اینجا از نشانه بهار چیزی نمانده بجز  پاچه های آبکشیده و آستینهای روفته به سمت آسمان و مانتوهای(بخوانید زیرپوش های)آنورش پیدا

آهای جنگل پیرزن های خندان

               آهای باران شاپرک های گل ندیده

آهای فرفره های باد برده

                آهای نامه های خوانده نشده ته چاه

آهای زندگینامه های چاپ نشده

                آهای دلم که سرم کلاه گذاشتی

آهای ویرگول های وارونه

                   آهای ماهی های تنگ بلورین عید که از حقارت بال هایتان٬ رنگ آسمان را  ندیده اید

 و فقط چند صباحی درسکوت مبهمتان آب آب میکنید و در آخر هم متوجه نمیشوید که در آب و در

 آرزوی آب مرده اید

آهای اسماعیل و علی و مهدی و حسین و ...کجایند خنده های صورتی ناپیدایتان

 

 

 

نوشته شده در ساعت 19:9 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

جادوگری که روی درخت انجير زندگی مي کرد  به لستر گفت: يه آرزو کن تا برآورده کنم .

لستر هم با زرنگی آرزو کرد  دو تا آرزوی ديگر هم داشته باشد . بعد با هر کدام از اين سه آرزو

سه آرزوی ديگر آرزو کرد .

آرزوهايش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی،  بعد با هر کدام از اين دوازده آرزو سه آرزوی ديگر

خواست که تعداد آرزوهايش رسيد به ۴۶ يا ۵۲ يا...

 

به هر حال از هر آرزويش استفاده کرد  برای خواستن يه آرزوی ديگر،

تا وقتی که تعداد  آرزوهايش رسيد به۵ ميليارد و هفت ميليون و ۱۸ هزار و ۳۴ آرزو

 


بعد آرزو هايش را پهن کرد روی زمين و شروع کرد به کف زدن و رقصيدن  و

جست و خيز کردن و آواز خواندن و ...

آرزو کردن  برای داشتن آرزوهای بيشتر و بيشتر و بيشتر

 


در حالی که ديگران ميخنديدند و گريه ميکردند، عشق می ورزيدند و محبت ميکردند، لستر وسط آرزوهايش نشست،  آنها را روی هم ريخت تا شد مثل يک تپه طلا و نشست به شمردنشان تا . . . پير شد .

 

 يک شب او را پيدا کردند در حالی که مرده بود  و آرزوهايش دور و برش تلنبار شده بودند

 

آرزوهايش را شمردند . حتی يکی از آنها هم گم نشده بود .

همشان نو بودند و برق ميزدند .

 .......

در این دنیای دنیا زده بفرمائيد چند تا برداريد . به ياد لستر هم باشيد . که در دنيای آرزوها

همه آرزوهایش راباخواستن آرزوهای بيشتر حرام کرد !!!

 

 

 


 

نوشته شده در ساعت 21:0 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

بعضی « التماس دعا » دارند، می گوییم « برای چه؟ » درد را بیان می کنند، دوا را معرفی می کنیم، به جای تشکر و به کار انداختن، باز می گویند: « دعا کنید! »
دور است آنچه می گوییم و آنچه می خواهند؛ شرطیت دعا را با نفسیت آن مخلوط می کنند. ما از عهده تکلیف، خارج نمی شویم، بلکه باید از عمل، نتیجه بگیریم و محال است عمل، بی نتیجه باشد و نتیجه، از غیر عمل، حاصل شود(آیت الله بهجت)

 

 

پ ن ۱:توصیه های ایشان را میتوانید در اینجا ببینید

 

 

 

نوشته شده در ساعت 8:37 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

یکی از  جلوه های مستجاب شدن دعای "حول حالنا الی احسن الحال"

دیدن کلاه قرمزی است و بس!

وقتی صدای کلاه قرمزی بر تیتراژ مجموعه نوروزی 91 شبکه دو قرار می‌گیرد، از هر کوی و برزنی که رد می‌شوی تنها صدایی که می‌شنوی «تولد عید شما مبارک» است. آن وقت است که تمام تلاش‌ات را می‌کنی که به اولین خانه و تلویزیون برسی، تا حتی یک شب این برنامه کودک را از دست ندهی!
برنامه‌ای که با تمام تلاش‌اش برای جذب مخاطب کودک و حتی نوجوان، مخاطبین بزرگسال را شیفته خود کرده و تو را یک ساعت پای تلویزیون می‌نشاند تا به بحث‌های پر از جیغ و فریاد، و نصحیت‌های مجری گوش کنی. و یادت برود که سال‌هاست از کودکی فاصله گرفتی.
حالا دیگر می‌دانی وقتی به مهمانی می‌روی باید اول سلام کنی، بعد هرجایی که صاحبخانه گفت بنشینی و به زور از صاحبخانه عیدی نگیری!
اما هنوز پندهای مجری برایت جذاب است. هنوز خودت را هم سن کلاه قرمزی‌ای می دانی که حالا بیست سالی می‌شود که کودک مانده، و تو را نیز در کودکی نگه داشته. با این تفاوت که با گذشت این بیست سال، فرزندت تو را در تماشا همراهی می‌کند تا با هم یاد بگیرید.
باز کودک می شوی و رقص دسته جمعی کودکی‌هایت را می‌بینی، سادگی‌هایت را می‌شونی و به حرکات خامی که داشتی، می‌خندی.
دیدن دوباره کلاه قرمزی ساده و پسرخاله دلسوز آنقدر جذابیت دارد که اگر هیچ کاراکتری دیگری هم اضافه نمی‌شد، وقتت را به ساعت 19 تنظیم می‌کردی تا باز ملاحت این دو عروسک را تماشا کنی.
گرچه این بار گیگلی، فامیل دور -که امسال انگار دیگر نزدیک شده-، پسر عمه زا -محبوب مجری-، و حتی ببعی و بچه ننه کوچولو آمده‌اند تا آن چه در حافظه تاریخی تو ثبت شده؛ تغییر دهند. ولی هیجان‌ات همانی است که بیست سال پیش، از دیدن عروسکی شبیه خود داشتی.
اگر یادمان نرود که خلق این مجموعه به چه سالی بازمی‌گردد، باید اعتراف کنیم تنها بازمانده از نسل درخشان مجموعه‌های عروسکی هنوز در تلویزیون نفس می‌کشد و حیات دارد.
هنوز توانسته با اقتدار، و بی‌تغییری بنیادین در ساختار برنامه –که شاید به نظر رسد برای نسل خیلی تازه‌تر، مناسب نباشد- به راحتی نصیحتت کند؛ بی آن‌که صدایت درآید و معترض شوی که چرا اینقدر تکرار! هنوز می‌تواند کودک را موجود معصوم و بی‌خبر از دنیا نشان دهد و مجری را نمادی از یک پدر مسئول که مدام بلندگوی پند در دست دارد و فرزندش را از پشت ذره‌بین می‌بیند.
مهم این است که تو کودک می‌شوی، کودکی می‌کنی، و رها می‌شوی از هرچه دغدغه و مشکل است.
«کلاه قرمزی و پسرخاله 91» با شور و هیجانی که به پا کردند، بی‌شک یکی از پرمخاطب‌ترین ویژه‌های دو سال اخیر بسته‌های هدیه تلویزیون است که نوروز پیشکش می‌شود.

 

 


 

نوشته شده در ساعت 17:10 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

« البته ممکن است امریکایی ها خطرآفرینی و یا دیوانگی کنند ما ضمن تأکید بر اینکه سلاح اتمی نداریم و تولید نیز نمی کنیم اعلام می کنیم در مقابل تهاجم احتمالی آنها یا رژیم صهیونیستی، در همان سطحی که به ما حمله شود به آنها حمله خواهیم کرد(قسمتی از بیانات رهبری در جمع زائران رضوی)»

 

 

نوشته شده در ساعت 13:0 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

این را نوشتم برای سوال کنندگان از رییس جمهور !!!

 

 

نوشته شده در ساعت 13:28 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

 تراژدی این نیست که تنها باشی، بلکه این است که نتوانی تنها باشی.

یادداشت‌ها - جلد سوم / آلبر کامو / خشایار دیهمی

 

 

 

نوشته شده در ساعت 21:1 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

دوتا میخ باهم ازدواج میکنن ماه عسل میرن تو دیوار

 

 

نوشته شده در ساعت 17:45 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

۱-اگر بشماحق انتخاب بدهند و ازاین حق استفاده نکنی اول ازهمه خودت ضررکرده ای نه هیچکس دیگر

۲-کسی که از حق خود استفاده نکند مجاز به انتقاد هم نخواهدبود و این کاملا مبرهن و عقلانی است

هـــــمــــــــیــــــــــــن

پ ن :وظایف نمایندگان را که از افاضات مهم و کاربردی خودم هست را میتوانید در ادامه مطلب بخوانید

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت 7:24 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

این مطلب یک خطی سیاسی رو هم بخونید خالی از لطف نیست

نوشته شده در ساعت 19:30 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

سلام امروز بعد عمری طبع شعر مغفول بی جهت و بدون اطلاع قبلی سر کلاس درس گل کرد و حاشیه ای زد به شعر قیصر امین پور عزیز .....اینکه حال من جلو سی دانش آموز چطور بود و چگونه آن زنگ گذشت خود قصه ای است عجیب...

قطار میـــرود

تو میــــروی

 تمام ایستگاه میــــرود

 و من چقدر ساده ام

که سالهای سال

در انتظار آن قطار رفته ایستاده ام

 و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام

 و همچنان نگاه من ٬ نگاه پر حیای زورق تو را مـرور می کند

 و من چقدر ساده ام ...

و من چقدر سـاده ام که ردّ کاروان رفته تو را

به انتظار بوی موی گیسوان پـرپـرت

 ز باد و آب و جنگل و کویر و رود

سوال میکنم

و در جواب من کویــر خنده میزند

که نیمه شب نسیم بی وفا

غبـار  ردّ پـای توسن تو را به آبهای بی وفا تر از نسیم هدیـه داده است

 و من چقدر ساده ام

که سالهای سال به آبهای نارفیق این دیار نارفیق

 به عشق آن غبار ردّ پـا

سلام می دهم

ومــن چــقــدر ســـاده ام...

 

 

نوشته شده در ساعت 23:27 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

همیشه به این فکر می‌کنم که تلوزیون ال‌ای‌دی با ال‌سی‌دی یا با تلوزیون‌های ل‍امپ تصویری چه فرقی می‌کند و اینچ‌هایی بال‍اتر چه اندازه در زنده‌گی ما تأثیر دارد. همیشه به این فکر می‌کنم که ماشین لباس‌شویی با شست‌وشو در چند جهت و بدون لرزش و با خشک‌کن، با ماشین لباس‌شویی قدیمی ِ ما که حال‍ا به دل زیرزمین سپرده شده و فقط یک استوانه‌ی فلزی ساده بود، چه فرقی می‌کند و آیا ماشین لباس‌شویی بدون لرزش می‌تواند لرزش‌های دل ما را هم بگیرد؟ به این فکر می‌کنم که نازک‌تر شدن هم‌راه‌ها یا بال‍اتر رفتن هر روزه‌ی پیکسل و رنگ صفحه‌شان، زنده‌گی خاکستری ما را هم می‌تواند رنگی کند وآیا -اگر نخواهم برای مثال بگویم یازده‌دوصفر- در مقایسه با یک هم‌راه ِ متوسط، یک هم‌راهِ خیلی جدید و مدرن تا چه حدی در ارتباط‌های ما تأثیر می‌گذارد و آیا با گوشی‌های مدرن می‌شود با خدا هم حرف زد؟ به این فکر می‌کنم که مثل‍‌اً یک پراید یا سمند و یا اصل‍‌اً یک ماشین که در عرف، ماشین متوسطی است با یک ماشین خیلی مدل بال‍‌‌ا چه فرق خاصی دارد -فرق خاص یعنی واقع‍اً خاص باشد!- و مگر غیر از این است که هر دو حجمی از آهن و پلاستیک و موادی دیگرند و آیا می‌شود با ماشین‌های آخرین مدل طی‌ال‍ارض هم کرد؟ به این فکر می‌کنم که یک خانه‌ی نقلی و جمع و جور که چند تا اتاق خواب داشته باشد به مقدار ل‍ازم و یک حال و پذیرایی متوسط و یک حمام و دست‌شویی و -ببخشید!- توالت و یک گچ‌کاری ساده و زیبا، درهای ساده و زیبا، کفِ موزاییکی ِ فرش شده -و حتی موکت شده!-، بدون مبل‌های گران‌قیمت -و یاحتی بدون مبل!- و یک حیاط که بشود در آن راه رفت و به شمعدانی فکر کرد و به خدا، نمی‌تواند محل اسکان ما در این دنیا باشد و آیا سونا و جکوزی برای پوست روح ما هم خوب است و یا روح ما را هم سبک می‌کند که بتواند پرواز کند؟ و یک خانه با استخر، درب‌های ضد سرقت، کف سرامیک، چند تا -ببخشید- توالت و حمام، تابلوهای گران‌قیمت و مبل‌های اشرافی بد عادت‌مان نمی‌کند که وقتی به خانه‌ی اصلی می‌رویم، بترسیم ازساده‌گی‌ش؟ و یا این که خانه اگر آش‌پزخانه‌ش اُپن نباشد، خانه نیست؟ و آش‌پزخانه‌ی اُپن همان‌طوری که چشم بدن‌مان را به چیزهایی باز می‌کند، چشم روح‌مان را هم به چیزهایی باز می‌کند؟ و یا با کنترل درب‌های اتوماتیکِ پارکینگ و حیاط، می‌شود ازراهِ دور، درب‌های آسمان را هم باز کرد؟ به این فکر می‌کنم که زنده‌گی با چندین دست لباس و چندین جفت کفش، با زنده‌گی با یک جفت کفش و دو دست لباس -و یا حتی یک دست!!- چه قدر فرق دارد و آیا اصل‍اً فرق جدی دارد؟ -فرق جدی یعنی واقع‍‌اً جدی باشد!- و آیا این قدری که به خوش‌تیپی ظاهری‌مان توجه می‌کنیم به خوش‌تیپی روح‌مان هم توجه می‌کنیم؟ -و یا گور پدرش؟!-
به این فکر می‌کنم که چه قدر اسیر شده‌ایم، چه‌قدر محدود شده‌ایم، چه‌قدر بازی می‌کنیم،چه‌قدر باهامان بازی می‌کنند، چه‌قدر بازی می‌خوریم، چه‌قدر بندِ بیل‌بوردهای رنگارنگ تبلیغاتی شده‌ایم، چه‌قدر احمق فرض‌مان می‌کنند بانک‌ها –و در ضمن تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها!- که برای سودشان، نفس‌مان را قلقلک می‌دهند و ماهم می‌خندیم ها!، چه‌قدر پای تلوزیون و سینما میخ‌کوب می‌شویم –که انگار اینان خدایان عصر ما هستند که دین‌شان را در دل و ذهن‌مان می‌کارند و این آیه‌ای‌ست از کتاب‌شان که مدل‌ها و بازی‌گران‌، اسوه‌های حسنه هستند- و چه‌قدر چشم‌مان دنبال نقطه‌ای سفید روی صفحه‌ای سبز می‌دود، چه‌قدر بال‍ا و پایین رفتن فشار خون‌مان با بال‍ا و پایین رفتن قیمتِ طل‍ا و دل‍ار و زمین و ماشین متناسب است، چه‌قدر سرنوشت‌مان را گره زده‌ایم به ضریح ِ خوش‌رنگ و خوش صدای اسکناسی، چه‌قدرجای خالی "بیمه‌ی ابوالفضل"های بالای کامیون‌های قدیمی خالی‌ست درست روی پیشانی زنده‌گی‌مان، چه قدر جای حرز‌های آیت‌الکرسی و و ان یکاد و تربت، دور دست زنده‌گی‌مان خالی‌ست و ما چه‌قدر چشم امیدمان به شرکت‌های بیمه است و همیشه خیلی بیش‌تر از این‌که حواس‌مان به تمدید عهدمان با خدا باشد، حواس‌مان است که سر وقت دوباره با شرکت بیمه تمدید کنیم، چه‌قدر جای خالی ِ نگاه‌های به زیر و دست‌های روبه آسمان خالی‌ست و ما دیگر نگاه‌هامان به طرح‌های آب‌رسانی دولتی‌ست و مصوبات‌ش برای خشک‌سالی، چه قدر بت‌خانه علم کردیم در این شهر‌ها و در خانه‌هامان و در زنده‌گی‌مان -که نمی‌بینیم‌شان!- و چه‌قدر از هر چیزی که دست‌مان می‌آید بت درست کرده‌ایم برای خودمان -که ای کاش از سنگ و چوب بودند ل‍ااقل!-، چه قدر...

چه قدر دل‌م تنگ است. چه‌قدر دل‌م تنگ است برای کندن از زمین. چه قدر دل‌م تنگ است برای کسی که بیاید و دست‌م‌ را بگیرد برای اندکی پرواز. چه قدر دل‌م تنگ است برای خدا، تا دست‌هایش را بگیرم و پا به پای هم در خیابانی خلوت –و نه این خیابان‌های پر از شلوغی ِ غفلت- راه برویم و من برای‌ش حرف بزنم و او برای‌م فقط نگاه کند. فقط نگاه کند. چه قدر برای‌ت دل‌م تنگ است. چه قدر!

این‌‌ها فقط مثال‌های کوچکی بود!
این‌ها فقط آرزو بود!

آی بید مجنون ن ن

 

 

نوشته شده در ساعت 8:14 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

 

چرا به کربلا نزدیک میشویم؟((۱))

 

سخنان صریح و شفاف مقام معظم رهبری در نماز جمعه این واقعیت را به همه جهانیان اعلام کرد که استراتژی ایران از موضع دفاعی به موقعیت تهاجمی تغییر پیدا کرده است.واین موضوع را از جای جای بیانات ایشان میتوان دریافت کرد که درزیر به تعدادی از آنها اشاره میکنیم:

۱- اعلام رسمی حمایت ایران از جنگهای کوتاه مدت و پیروز مندانه ۳۳روزه لبنان و ۲۲ روزه غزه.(("ما هر جا دخالت کنيم صريحا مي گوييم همچنانکه به علت ضديت با غده سرطاني رژيم صهيونيستي در دو جنگ پيرزومند 33 روزه و 22 روزه دخالت کرديم")) و این یعنی برخلاف تحلیل کارشناسان ایران غیر از جنگهای طولانی مدت و فرسایشی توان پیروزی در جنگهای مقطعی و سریع را نیز دارد

۲- به سخره گرفتن جمله معروف مقامات آمریکایی"همه گزینه ها روی میز است" و ایشان این جمله را بطوری هنرمندانه و با لحنی خاص گفتند که خنده حضار را در پی داشت(("معناي اين جمله تهديد به جنگ است اما همه مي دانند که اين تهديد به ضرر امريکاست همچنانکه ايجادجنگ ده برابر بيشتر به ضرر امريکا خواهد بود")) و این یعنی پیروزی تبلیغاتی ایران بر عبارات حساب شده آنان!

۳- تهدید با افشای نامه اوباما((" روزي که لازم شد واين نامه ها در اختيار افکار عمومي ملتها قرار گرفت همه مي فهمند وعده ها و حرفهاي امريکا چقدر ارزش دارد و آنها چگونه برخلاف حرفهايشان عمل ميکنند."))و این یعنی بزرگترین ذلت و ضعف آمریکا در نامه نگاری با رهبر ایران نمود پیدا کرد

۴-رد ادعای حاکم بحرین در دخالت ایران در انقلاب بحرین و گفتن جمله زیبای((اين حرف کاملا دروغ است چرا که اگر ما دخالت مي کرديم اوضاع بحرين جورديگري مي شد .")) و این یعنی به رخ کشیدن قدرت معنوی و حمایتی ایران

۵-اعلام حمایت صریح از تمامی کشورهایی که برضد اسرائیل نقشه میچینند.(("از اين پس نيز هرجا هر ملتي يا گروهي با رژيم صهيونيستي مبارزه و مقابله کند ما به او کمک مي کنيم و هيچ ابايي هم از گفتن اين مسئله نداريم.")) و این یعنی ایجاد سیاست اسراییل ستیزی در کشورهای انقلاب کرده و کشورهای منطقه

 ۶-تهدید جواب تهدید.(("آمريکايي ها بدانند و البته مي دانند که جمهوري اسلامي در مقابل تهديد به جنگ و تهديد به تحريم نفتي، تهديدهايي دارد که وقتي لازم باشد انشاالله اعمال خواهد شد.")) و این یعنی موازنه قدرت به نفع ایران است

۷-اعلام پیروزی رسمی درمقابل فتنه ۸۸ و عوامل پشت پرده آن با بکار بردن عبارت دقیق کلاه بر سر رفتن که خود معانی مختلفی میدهد.((" کساني که رأي نمي آورند کاملاً مراقبت کنند کلاهي که بر سر راي نياوردگان سال 88 رفت بر سر آنها نرود و فريب نخورند.")) واین یعنی اقتدار داخلی

۸-حمله کردن به پایه های لرزان و ترسان کشورهای اروپایی و آمریکایی.(("قرن حاضر را قرن اسلام و عصر ملتهاست وجوانان و روشنفکران در واشنگتن و پايتخت هاي اروپايي از قيام ميدان تحرير مصر، تاثیرپذیرندو اين جريان، در آينده سرنوشت کل بشريت را تحت تأثير قرار خواهد داد"))و این یعنی شمشیر را از رو بستن

۹-اعلام رسمی ابرقدرتی به نام اسلام"((امروز دو قطبي تقابل "مستضعفين جهان به رهبري جنبش مسلمين" با "مستکبران جهان به رهبري آمريکا و ناتو و صهيونيزم" ايجاد شده است و اردوگاه سومي وجود ندارد.")) و این یعنی نادیده انگاشتن تمامی تهدیدها و تحریمها و ترسیم جبهه واحد در مقابل دشمن واحد

۱۰-خط دهی به روشنفکران و احزاب سیاسی کشورهای به پا خواسته.(("مسئله اصلي شما نخبگان و روشنفکران و احزاب چگونگي نظام سازي،قانون نويسي و مديريت کشورها و انقلابها ست و لازم است با ايفاي نقش تاريخي خود در اين مقطع بسيار حساس، به شيوه اي مردم سالارانه و با رعايت عقلانيت وعلم ،جامعه سازي کنيد.")) و این یعنی مدیریت انقلابهای منطقه

 

حال چه اتفاقی افتاده است که ایران تغییر استراتژی خود را علنا اعلام کرده است و اینکه آیا

 بلوک غرب تحمل وجود ایران تهاجمی را دارد یانه بماند برای پست بعدی انشاالله.

 


 

 


 

نوشته شده در ساعت 8:18 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

صوت سخنان تحسین برانگیز مقام معظم رهبری در نماز جمعه

 

پ ن۱: بگذریم ازینکه همچنان دلمان از صدا و سیما خون است...!!!واقعا زیرنویس کردن یک متن عربی چقدر مشکل است ؟؟؟

پ ن ۲: از سایت لیدر دات آی آر هم بسیار متشکرم که بعداز گذشت بیش از ۷ ساعت خبر حضور مقام معظم رهبری را منتشر کرد!!!

 

نوشته شده در ساعت 18:1 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

طرح حذف ۱۰ میلیون خانوار از سبد یارانه ای تا قبل از پایان سال ٬توطئه جدید تئورسین های اقتصادی

 جریان انحرافی٬ بعدا از هرج و مرج در بازار سکه و ارز برای کمرنگ کردن حضور مردم در انتخابات است !

 

پ.ن: یکی نیست بپرسد مگر در ایران چند میلیون خانوار داریم؟؟؟!!!

(اگر بفرض مثال هر خانواده را ۴ نفر درنظر بگیریم)

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت 8:32 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

غرب بسیار علاقمند است انسان ها را مانند بازیگر مشهور فیلم ترومن در دنیایی مجازی از اطلاعات محسور کند. این درگیری با اطلاعات مجازی توسط موتورهای جستجوگر، شبکه های اجتماعی، بنگاه های خبری، هالیوود، جوایز بین المللی، مسابقات جهانی و ...شکل می گیرد. ملتی موفق هستند که جامعه اطلاعاتی شان را با ابزارهای بیگانه کمتر درگیر کنند و شخصا تاریخ شان را بنویسند.
فراموش نکنیم اینترنت و سرویس های بی شماری که به عنوان پیشرفت تکنولوژی با هزینه ای اندک در اختیار بشر قرار می گیرند؛ هدفمند هستند. از کنار جی پی اس رایگان و خدمات مکالمه بین المللی و موبایل های دوربین دار و اینترنت رایگان جهانی به سادگی عبور نکنید. همه این سیستم ها دو طرفه هستند نه یک طرفه

 

 

نوشته شده در ساعت 17:5 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

 قاعده ازدواج بر اين اساس است كه هرچه بيشتر پاك باشي ٬پاك تر نصيبت خواهد شد و به عبارت ديگر هر چقدر پول بدهي همانقدر آش خواهي خورد  مگر استثنائاتي كه باز هم در آن حكمتي است

 

 ادامه مطالب را دریابید ضرر نمیکنید!


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت 9:5 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

تـرنـم جیــرجیــرک (سیاسی)

تـرنـم جیــرجیــرک(اقتصادی)

 

نوشته شده در ساعت 9:10 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

از باغ می برند چراغانیت کننــــــــــــــــــــــــــــد
تا کاج جشنهای زمستانیت کننــــــــــــــــــــــــد
پوشانده اند صبح تو را ابرهای تـــــــــــــــــــــــار
با این بهانه که بارانیت کننــــــــــــــــــــــــــــــــد
ای گل گمان مکن به شب جشن مـــــــی روی
شاید به خاک مرده ای ارزانیت کننــــــــــــــــــد
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیســـــــــت
از نقطه ای بترس که شیطانیت کننـــــــــــــــــد
آب طلب نکرده همیشه مراد نیســــــــــــــــــت
گاهی بهانه ای است که قربانیت کننــــــــــد!!!

 

 پ ن۱:شعر از فاضل نظری عزیز است

پ ن۲: اگر  خبر دسته گل جدید گلشیفته را نخوانده اید میتوانید در ادامه مطالب بخوانید

پ ن ۳: مفهوم "...قد تبین الرشد من الغی"  کاملا واضح است....فتامل!

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت 0:1 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

از بخت بد و ذهن نالایق٬ در عنفوان زمستان یـــبـوسـت فـکـری گرفته ام ...

                         اگر خزعبلاتی از مغز متورمم تراوش نمیکنم عفو بفرمایید!

 

 

 

نوشته شده در ساعت 2:3 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

مصطفی هم رفت، آری! او هم اینجایی نبود

مردهای مرد را آغاز و پایان ، روشن است

 

زیبانگار زیباذهن میلادعرفانپور

عکسهای دیدنی دیدار رهبر عزیزمان با خانواده احمدی روشن

 

نوشته شده در ساعت 2:2 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

در مورد قسمت زنانه،خالی الذهنم؛لکن در مردانه ی مستراح مسجد شاه که ما توفیق آمدوشد داریم،در و دیوارنویسی، یک سنّت مألوف ست.خلق الله راضی نمی شوند حین اجابت مزاج،دستشان بیکار بماند.با یکی لولهنگ برمیدارند با دیگری سیاه مشق میکنند. یعنی هرکس گذرش میفتد اینجا،زائر و عابر و مسافر،یکی دو خط قلمی میکند گوشه ی مبال.خاطره ای،شعری،شعاری،مرده بادی،موعظه ای...خلاصه دریغ نمی کنند از ترشحات اندیشه و طبع شان.از تحلیل های سیاسی تا تصنیف های عشقی؛از توصیه در باب آداب تخلّی تا تحشیه بر مکتوبه های قبلی.

قصدم معارضه با مظاهر مدرنیته نیست جان شازده!ولی باورکن آن فیس پوکی که دوست داری درش اسم نویسی کنی، از روی همین مستراح مسجدشاه ساخته اند.یک عده که مبتلا به لینت قلمی اند نشسته اند دورهم،یا مطلب مینویسند یا به هم حاشیه میزنند.به یکی هم که ابراز علاقه می کنند شست نشانش میدهند که یعنی «لایک»....

از ما گفتن بود....خودت می دانی

محسن رضوانی

 

 

نوشته شده در ساعت 1:54 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

باید مواظب حرکات چهارگوشه سفره مربعی شکل اصلاح طلبان بود  و بقیه را بیخیال شد!!!

العالقل یکفی الاشاره و یدرک الادامة المطالب

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت 2:30 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|



 

 

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا» این یك آیه است.  یعنی هیچوقت توقف نداریم.تو كه ایمان داری برو جلو. یك تریاكی سالی یك نفر را تریاكی می‌كند. صد تا تریاكی را یكجا كنند، سال دیگر حضرت عباسی می‌شود دویست تا. اما صد تا از این‌ها كه نماز جمعه می‌روند سال دیگر تبدیل به دویست نفر میشوند؟ الآن تریاكی‌ها از ما جلوتر هستند. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا». تو كه خوب هستی، خوب تر شو. حدیث داریم پول می‌خواهی به فقیر بدهی به بچه‌ات بده او به فقیر بدهد، یعنی چه؟ یعنی این كمك به فقیر را به یك نسل دیگر هم منتقل كن. این حركت به جلو است

.....................................................مشروح سخنرانی جذاب و پرمحتوای این هفته حجه الاسلام قرائتی را در ادامه مطالب بخوانید

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در ساعت 0:40 توسط ا.س.ت.ر.ح.ا.م|




آخرين مطالب
» .........................................................................................
»
» لینکهای رسوا کننده!!!
»
» از سری مجموعه های افاضات و نصیحتهای پدرانه
» !!!
» آهـــــــــــــــــــــــــــای
» آرزوی آرزو !!!
» عـــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــــل
» !!!!!
Design By : Pichak